تبليغاتX
غروب آرزوها





درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

دوستان عاشق

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
بدای یک دوست

پگاه جونم:

کدامین گل خوشبو را تقدیمت کنم که وجودت سرچشمه ی تمام گلهای جهان است.

 

 

 

 

انشاالله 120 ساله بشی گلم تولدت مبارک.

 

 

 

امیدوارم زیباترین گلها زیر پایت"

قشنگترینچشمها بدرقه راهت"

زیباترین لبخندها بر لبانت"

دعای من پشت و پناهت"

و بالاترین دستها نگهبانت "

و تولدت مبارک

 

 

 

اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غمهایت را بشویم

اگر ساز بودم زیباترین ملودی را برایت مینواختم

اگر پروانه بودم به دورت می چرخیدم

ولی افسوس که

نه بارانم نه ساز و نه پروانه

اما هر چه هستم به اندازه یک دنیا

دوستت دارم

 

 





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1387/12/16 در ساعت: 19:24
|+|
قلب

در قلبت رو برای هرکسی باز نکن اونی که دستت داره کلید داره...

                                       اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

    اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir         اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir                                                           

                                                             

                                                      اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir 

 

 

                                  





نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1387/08/21 در ساعت: 14:33
|+|
برای او که باید باشد و نیست...

یکی پرسید اندوه تو از چیست؟

سبب ساز سکوت مبهمت چیست؟

برایش صادقانه می نویسم:

برای او که باید باشد و نیست....

 

tte3v13hjb0q9dfki2mx.jpg 

 





نويسنده: نرگس مورخ: چهارشنبه 1387/07/24 در ساعت: 19:2
|+|
دنبای تو میگردم

 

تقدیم به تو که هرگز نیافتمت به دنبالت می گردم

ای گمشده ی روزها و شبهای من ؟

 

نیستی؟کاش بودی تا سر بر شانه ات می گذاشتم... تا میگریستم ...

ز دست این دنیای بی وفا

 

که مرا اینگونه کرد ... آری ...کاش می یافتمت ...

کاش چشمانم را می بستم و می گشودم

 

و تو را احساس می کردم...حال که نیستی هر جا هستی خوش باشی...

تنها نفس بکش چون من با تنفس تو زنده ام ... ای بهترینم....

من هنوز به دنبال تو میگردم

 

 

 





نويسنده: نرگس مورخ: چهارشنبه 1387/07/17 در ساعت: 15:27
|+|
پاییز

برگ ریزون های پاییز کی چشم به راهت نشسته

از جلو پات جمع میکنه برگهای زردو خسته

کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا

تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا

 





نويسنده: نرگس مورخ: چهارشنبه 1387/07/17 در ساعت: 15:21
|+|
اون که رفته

اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما
واسه اون ارزش نداره
اون تو فكرت نمي مونه
ديگه از تو نمي خونه
عشقتو مي بره از ياد
اگه حتي تو پري شي
اون ديگه تو رو نمي خواد
اون كه رفته ديگه
برگشتي نداره جاي تو تو آسمونش
يه دونه ستاره داره

تو چرا به پاش مي سوزي
چشم به راه اون مي دوزي
اون كه رفته از تو حتي
يه نشوني هم نبرده
گل لبخند تو چيده
سهم شادياتو برده
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
واسه عشق نا تمومت ديگه پاياني نداره
اسم تو براي لب هاش ديگه معنايي نداره
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما واسه اون ارزش نداره

 



 





نويسنده: نرگس مورخ: دوشنبه 1387/04/24 در ساعت: 19:18
|+|
قصه

قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه


تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه


تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم


هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم


واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس


ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس


بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم


اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم


لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن


با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن


تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون


رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون

 

 





نويسنده: نرگس مورخ: دوشنبه 1387/04/24 در ساعت: 19:11
|+|
رفتن

پرنده ای که مال تو نباشه اگه تو صدتا قفسم بگذاریش یه روزی  پر میزنه و میره...

تصویر بکگراند گوشی موبایل . عکس برای تصویر زمینه تلفن همراه . تصاویر جدید جالب موبایل Bahar20.sub.ir

تصویر بکگراند گوشی موبایل . عکس برای تصویر زمینه تلفن همراه . تصاویر جدید جالب موبایل Bahar20.sub.ir

 





نويسنده: نرگس مورخ: چهارشنبه 1387/04/19 در ساعت: 16:17
|+|
بی انکه بدانی دلی برایت می تپد

بگذار حرفهایمان همچنان در نگاه من و در سکوت مبهم

چشمان تو پاک باقی بماند .

این نهایت زیبایی است برای من که هر لحظه به تو بیندیشم

و شاید برای تو که ٫

بی انکه بدانی دلی برایت می تپد





نويسنده: نرگس مورخ: پنجشنبه 1387/04/06 در ساعت: 19:55
|+|
چرا؟؟؟؟؟

 

 

 





نويسنده: نرگس مورخ: یکشنبه 1387/04/02 در ساعت: 18:42
|+|




نويسنده: نرگس مورخ: پنجشنبه 1387/03/23 در ساعت: 10:18
|+|
چیزی نگو...

 

 





نويسنده: نرگس مورخ: دوشنبه 1387/03/06 در ساعت: 9:54
|+|
بدون شرح

دوست داشتن همیشه گفتن نیست

گاه سکوت است و گاه نگاه غریبه

این درد مشترک من وتوست

که گاهی نمی توانیم

در چشم های یکدیگر نگاه کنیم.

 

 

چقدر سخته منتظر کسی باشی که اصلا فکر اومدن نیست...

 

من تورو به دل سپردم تو منو به دست باد؟؟؟؟

 

بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود

 





نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1387/02/17 در ساعت: 18:4
|+|
به یادتم
شاید هیچ وقت این مطلبو نبینی اما خواستم بدونی که به یادت بودم

 

 

 





نويسنده: نرگس مورخ: یکشنبه 1387/02/01 در ساعت: 17:47
|+|
یه کاری کن...

یه کاری کن که میتونی

یه خونه شو تو ویرونی

از این بیشتر نپرس ار عشق

نمی دونم نمی دونی!

تو این تقدیر دل مرده

کسی اشکاشو نشمرده

کجا دیدی که تنهایی

غماشو با خودش برده

یه کاری کن از این بیشتر

نیفتم تو غم آخر

نذار شمع حضور من

یه شعله شه تو خاکستر

نگو دوره نگو دیره

نگو این قصه دلگیره

یه عمری رفته از دستم

      نیای عشق تو میمیره

 





نويسنده: نرگس مورخ: چهارشنبه 1387/01/14 در ساعت: 18:43
|+|
عیدتون مبارک

 





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1387/01/02 در ساعت: 17:42
|+|
سال نو مبارک
 

سال خوبی واسه همتون آرزو میکنم و امیدوارم همه به آرزوهاشون برسن  ابته آرزوهای خوب خوب





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1387/01/02 در ساعت: 17:40
|+|
کاش میدانستی

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

و با این همه سکوت

مرا به خاموشی متهم نمی کردی

کاش می دانستی من همیشه

با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

سخن ها دارند برای گفتن

غزل ها دارند برای از تو سرودن و

عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن

کاش می دانستی که من تو را

دوست دارم

کاش می دانستی....

 





نويسنده: نرگس مورخ: پنجشنبه 1386/12/23 در ساعت: 18:9
|+|
پگاه جونم

پگاه جونم

از صمیم قلب آغاز هجدهمین بهارزندگیتو تبریک میگم

انشاالله که تولد صد سالگیت رو جشن بگیریم در کنار هم

 

 

هفدهم اسفند ماه سالروز روزی است که یکی از بهترینهای قلبم چشم به جهان گشود پس این روز را به حرمت تولد بهترینم جشن میگیرم

پگاه جونم تولدت مبارک

 

امروز خداوند یک گل به زمین هدیه داد

زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد

وسرنوشت اون گل رو در قلب من کاشت

تا جایگاه خالی قلبم جای یک گل باشد

گل من تولدت مبارک

 





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1386/12/17 در ساعت: 12:19
|+|
تولدم مبارک

خیلی سخته که تنها کسی که تو دنیا خواستیش و به خاطرش قلبت تپیده ازت بخواد فراموشش کنی

روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر می کنی نفسی که میکشی واسه اونه

و از همه سختتر اینه که تنها حرف بین توو اون فقط یه نگاه باشه





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1386/12/10 در ساعت: 21:21
|+|
خدایا شکرت

دلم می خواد که خدا رو شکر کنم اما نه مثله بچه گیام

مثله اون موقعی که وقتی بابام واسه تولدم واسم عروسک می خرید یا مثله موقعی که یه شیطنتی میکردم و دوست نداشتم مامان بفهمه

دلم میخوا خدا رو این بار واسه چیزای بهتری شکر کنم

1.واسه این که بهم فرصت زندگی کردن داد

2. واسه این که بهم خدایی به مهربونیه خودش داد

3.واسه این که مامان وبابایی به این خوبی بهم داد

4.برای دوستایی که بهم داد

5.به خاطر عشق عظیمی که بهم هدیه کرد

6.به خاطر امیدی که در زندگی بهم داد

و به خاطر صبری که برای انتظار کشیدن بهم داد

خدایا شکرت





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1386/12/10 در ساعت: 21:1
|+|

امروز اولین سالگرد بدترین روز زندگیه منه دقیقا پارسال یه همچین روزی دهم اسفند ماه درست یه روز قبل از تولدم بود که ...

خیلی حالم بد بود اما نمی تونستم به کسی بگم و در نهایت ناباوری تمام آرزوهام به باد رفته بود و تنها و بی امید وآرزو مونده بودم چقدر روز بدی بود ای کاش اون روز رو میتونستم واسه همیشه از دفتر زندگیم پاک کنم اما نمیشه نمیشه وای که چقدر گریه کردم آه

اما نمی دونم چرا امسال یاد اون روز که میفتم دیگه غصه ام نمی گیره شاید به خاطر این باشه که مرور زمان واسم عادیش کرده یا شایدم بزرگتر شدم و عاقل شدم

نمی دونم...

 





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1386/12/10 در ساعت: 20:57
|+|
مرا یاد کن

مرا یاد کن

که دیری است از خاطره ها رفته ام

بگذارسخن بگویم

که روزگاریست مهر خاموشی بر لب زده ام

محتاج آرامشم

بال پروازم شکسته

در هیاهوی مردمان گم گشته ام

اگر به سویم آیی وباورم کنی

دوباره بال می گشایم

و تا ابدیت همراه تو پرواز را تجربه خواهم کرد





نويسنده: نرگس مورخ: جمعه 1386/12/10 در ساعت: 20:48
|+|
عشق
 

 

 

TinyPic image





نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1386/11/09 در ساعت: 14:10
|+|
*چیکار کرد این دل سادم****که از چشم تو افتادم؟*

سکوت میکنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد گریه میکنم با شکوه مثل اقیا نوس بلند مثل اورست او نمیشنود و نمیداند که ماه خوشبختی مشترک همه ی بی ستارهاست .

یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است:

*چیکار کرد این دل سادم****که از چشم تو افتادم؟*

 





نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1386/11/09 در ساعت: 14:5
|+|

من از این پس به همه عشق جهان می خندم

به هوس بازی این بی خبران می خندم

من از آن روزی که دلدارم رفت

به غم و شادی این بیخبران می خندم





نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1386/11/09 در ساعت: 14:1
|+|
نفرین

نفرين به دست سرنوشت
قسمت من رو بد نوشت
نفرين به اون اتشي كه
افتاده توي اين بهشت
نفرين به دستاي تو كه
زنجير عشق و پاره كرد
نفرين به اون نگاه تو
كه قلبم و بيچاره كرد
نفرين به قاب عكس تو
به روي ديوار اتاق
نفرين به اون سنگ دلت
از من نميگيره سراغ
نفرين به كار روزگار
از تو چي مونده يادگار
نفرين به دنياي تو كه
با من شده ناسازگار

 





نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1386/11/09 در ساعت: 13:59
|+|
عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد

نرسيديم به هم بازی يک تقديريم
عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم
عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد
آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم
بعد از آن حادثه هايی که جدامان کردند
آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم
اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه
چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم
وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم
فکر کرديم بهاريم که بی تغييريم
باز هم نام ترا در دل خود حک کردم

و محال است از اين ايده خود برخيزم

باز سايه بالای سرم باش عزيزم
مايه برکت چشمان ترم باش عزيزم





نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1386/11/09 در ساعت: 13:53
|+|




نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1386/11/02 در ساعت: 11:5
|+|
کاش میدانستم چیست آنچه از چشم توتا عمق وجمدم جاریست




نويسنده: نرگس مورخ: سه شنبه 1386/11/02 در ساعت: 11:2
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir