تبليغاتX
غروب آرزوها

غروب آرزوها

خورشید تیره شد و ماه سیاه چون من عاشق او شدم و او عاشق من نشد...

اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما
واسه اون ارزش نداره
اون تو فكرت نمي مونه
ديگه از تو نمي خونه
عشقتو مي بره از ياد
اگه حتي تو پري شي
اون ديگه تو رو نمي خواد
اون كه رفته ديگه
برگشتي نداره جاي تو تو آسمونش
يه دونه ستاره داره

تو چرا به پاش مي سوزي
چشم به راه اون مي دوزي
اون كه رفته از تو حتي
يه نشوني هم نبرده
گل لبخند تو چيده
سهم شادياتو برده
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
واسه عشق نا تمومت ديگه پاياني نداره
اسم تو براي لب هاش ديگه معنايي نداره
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما واسه اون ارزش نداره

 



 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/04/24ساعت19:18توسط نرگس | |

قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه


تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه


تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم


هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم


واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس


ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس


بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم


اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم


لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن


با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن


تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون


رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/04/24ساعت19:11توسط نرگس | |

پرنده ای که مال تو نباشه اگه تو صدتا قفسم بگذاریش یه روزی  پر میزنه و میره...

تصویر بکگراند گوشی موبایل . عکس برای تصویر زمینه تلفن همراه . تصاویر جدید جالب موبایل Bahar20.sub.ir

تصویر بکگراند گوشی موبایل . عکس برای تصویر زمینه تلفن همراه . تصاویر جدید جالب موبایل Bahar20.sub.ir

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/19ساعت16:17توسط نرگس | |

بگذار حرفهایمان همچنان در نگاه من و در سکوت مبهم

چشمان تو پاک باقی بماند .

این نهایت زیبایی است برای من که هر لحظه به تو بیندیشم

و شاید برای تو که ٫

بی انکه بدانی دلی برایت می تپد

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/06ساعت19:55توسط نرگس | |

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/04/02ساعت18:42توسط نرگس | |

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت10:18توسط نرگس | |

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/03/06ساعت9:54توسط نرگس | |

دوست داشتن همیشه گفتن نیست

گاه سکوت است و گاه نگاه غریبه

این درد مشترک من وتوست

که گاهی نمی توانیم

در چشم های یکدیگر نگاه کنیم.

 

 

چقدر سخته منتظر کسی باشی که اصلا فکر اومدن نیست...

 

من تورو به دل سپردم تو منو به دست باد؟؟؟؟

 

بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود

 

+نوشته شده در سه شنبه 1387/02/17ساعت18:4توسط نرگس | |

شاید هیچ وقت این مطلبو نبینی اما خواستم بدونی که به یادت بودم

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/02/01ساعت17:47توسط نرگس | |

یه کاری کن که میتونی

یه خونه شو تو ویرونی

از این بیشتر نپرس ار عشق

نمی دونم نمی دونی!

تو این تقدیر دل مرده

کسی اشکاشو نشمرده

کجا دیدی که تنهایی

غماشو با خودش برده

یه کاری کن از این بیشتر

نیفتم تو غم آخر

نذار شمع حضور من

یه شعله شه تو خاکستر

نگو دوره نگو دیره

نگو این قصه دلگیره

یه عمری رفته از دستم

      نیای عشق تو میمیره

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/14ساعت18:43توسط نرگس | |

 

+نوشته شده در جمعه 1387/01/02ساعت17:42توسط نرگس | |

 

سال خوبی واسه همتون آرزو میکنم و امیدوارم همه به آرزوهاشون برسن  ابته آرزوهای خوب خوب

+نوشته شده در جمعه 1387/01/02ساعت17:40توسط نرگس | |

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

و با این همه سکوت

مرا به خاموشی متهم نمی کردی

کاش می دانستی من همیشه

با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

سخن ها دارند برای گفتن

غزل ها دارند برای از تو سرودن و

عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن

کاش می دانستی که من تو را

دوست دارم

کاش می دانستی....

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/23ساعت18:9توسط نرگس | |

پگاه جونم

از صمیم قلب آغاز هجدهمین بهارزندگیتو تبریک میگم

انشاالله که تولد صد سالگیت رو جشن بگیریم در کنار هم

 

 

هفدهم اسفند ماه سالروز روزی است که یکی از بهترینهای قلبم چشم به جهان گشود پس این روز را به حرمت تولد بهترینم جشن میگیرم

پگاه جونم تولدت مبارک

 

امروز خداوند یک گل به زمین هدیه داد

زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد

وسرنوشت اون گل رو در قلب من کاشت

تا جایگاه خالی قلبم جای یک گل باشد

گل من تولدت مبارک

 

+نوشته شده در جمعه 1386/12/17ساعت12:19توسط نرگس | |

خیلی سخته که تنها کسی که تو دنیا خواستیش و به خاطرش قلبت تپیده ازت بخواد فراموشش کنی

روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر می کنی نفسی که میکشی واسه اونه

و از همه سختتر اینه که تنها حرف بین توو اون فقط یه نگاه باشه

+نوشته شده در جمعه 1386/12/10ساعت21:21توسط نرگس | |

دلم می خواد که خدا رو شکر کنم اما نه مثله بچه گیام

مثله اون موقعی که وقتی بابام واسه تولدم واسم عروسک می خرید یا مثله موقعی که یه شیطنتی میکردم و دوست نداشتم مامان بفهمه

دلم میخوا خدا رو این بار واسه چیزای بهتری شکر کنم

1.واسه این که بهم فرصت زندگی کردن داد

2. واسه این که بهم خدایی به مهربونیه خودش داد

3.واسه این که مامان وبابایی به این خوبی بهم داد

4.برای دوستایی که بهم داد

5.به خاطر عشق عظیمی که بهم هدیه کرد

6.به خاطر امیدی که در زندگی بهم داد

و به خاطر صبری که برای انتظار کشیدن بهم داد

خدایا شکرت

+نوشته شده در جمعه 1386/12/10ساعت21:1توسط نرگس | |

امروز اولین سالگرد بدترین روز زندگیه منه دقیقا پارسال یه همچین روزی دهم اسفند ماه درست یه روز قبل از تولدم بود که ...

خیلی حالم بد بود اما نمی تونستم به کسی بگم و در نهایت ناباوری تمام آرزوهام به باد رفته بود و تنها و بی امید وآرزو مونده بودم چقدر روز بدی بود ای کاش اون روز رو میتونستم واسه همیشه از دفتر زندگیم پاک کنم اما نمیشه نمیشه وای که چقدر گریه کردم آه

اما نمی دونم چرا امسال یاد اون روز که میفتم دیگه غصه ام نمی گیره شاید به خاطر این باشه که مرور زمان واسم عادیش کرده یا شایدم بزرگتر شدم و عاقل شدم

نمی دونم...

 

+نوشته شده در جمعه 1386/12/10ساعت20:57توسط نرگس | |

مرا یاد کن

که دیری است از خاطره ها رفته ام

بگذارسخن بگویم

که روزگاریست مهر خاموشی بر لب زده ام

محتاج آرامشم

بال پروازم شکسته

در هیاهوی مردمان گم گشته ام

اگر به سویم آیی وباورم کنی

دوباره بال می گشایم

و تا ابدیت همراه تو پرواز را تجربه خواهم کرد

+نوشته شده در جمعه 1386/12/10ساعت20:48توسط نرگس | |

 

 

 

TinyPic image

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/09ساعت14:10توسط نرگس | |

سکوت میکنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد گریه میکنم با شکوه مثل اقیا نوس بلند مثل اورست او نمیشنود و نمیداند که ماه خوشبختی مشترک همه ی بی ستارهاست .

یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است:

*چیکار کرد این دل سادم****که از چشم تو افتادم؟*

 

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/09ساعت14:5توسط نرگس | |

من از این پس به همه عشق جهان می خندم

به هوس بازی این بی خبران می خندم

من از آن روزی که دلدارم رفت

به غم و شادی این بیخبران می خندم

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/09ساعت14:1توسط نرگس | |

نفرين به دست سرنوشت
قسمت من رو بد نوشت
نفرين به اون اتشي كه
افتاده توي اين بهشت
نفرين به دستاي تو كه
زنجير عشق و پاره كرد
نفرين به اون نگاه تو
كه قلبم و بيچاره كرد
نفرين به قاب عكس تو
به روي ديوار اتاق
نفرين به اون سنگ دلت
از من نميگيره سراغ
نفرين به كار روزگار
از تو چي مونده يادگار
نفرين به دنياي تو كه
با من شده ناسازگار

 

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/09ساعت13:59توسط نرگس | |

نرسيديم به هم بازی يک تقديريم
عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم
عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد
آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم
بعد از آن حادثه هايی که جدامان کردند
آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم
اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه
چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم
وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم
فکر کرديم بهاريم که بی تغييريم
باز هم نام ترا در دل خود حک کردم

و محال است از اين ايده خود برخيزم

باز سايه بالای سرم باش عزيزم
مايه برکت چشمان ترم باش عزيزم

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/09ساعت13:53توسط نرگس | |

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/02ساعت11:5توسط نرگس | |

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/02ساعت11:2توسط نرگس | |

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/02ساعت10:57توسط نرگس | |

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/02ساعت10:52توسط نرگس | |

خیال کردم بری میری از یادم

تورفتی و نرفت چیزی از یادم

تو رفتی تازه عاشقتر شدم من

از اونی هم که بود بدتر شدم

صبح تا شب این شده کارم

که واسه چشات بیدارم

تو خدای عاشقایی تو تمام کس کارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهایی مو دیدی

تونذاشتی برم از دست اگه چیزیم هنوزم

نازنینم امید شیرینم من بجز تو کسی نمی بینم

از اون روزی که رفتی یه روز خوش ندیدم

بجز دستای گرمت بلا و خوش ندیدم

زندگیمو به پای تو دادم اون روزا رونمیره از یادم

نازنینم برس به فریادم

+نوشته شده در سه شنبه 1386/11/02ساعت10:45توسط نرگس | |

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/26ساعت19:9توسط نرگس | |

عشق مانند نواختن پيانو مي مونه ...
ابتدا تو بايد ياد بگيري که از روي نت بنوازي.
بعدش بايد تمام نت رو فراموش کني و از روي قلبت بنوازي

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/20ساعت20:10توسط نرگس | |